پنجشنبه 14 09

شریعتی ،دیروز ،امروز ،فردا

نقطه عطفي در شريعتي شناسي

خلاصه همایش

 

 

اين مركز فعال كه از طريق تضارب آراء «تعالي جريان هاي فكري» را در نظر دارد، در اين همايش چهار روزه كه به نام «شريعتي ـ ديروز، امروز، فردا» برگزار شد، قصد داشت كه در شريعتي شناسي نقطه عطفي را به وجود آورد.

نقطه آغاز تصميم به برگزاري اين همايش، تحليل كارشناسان اين باشگاه از وضعيت پرنوسان و دامنه داري است كه آثار دكتر شريعتي در طي نيم قرن اخير در حيات فكري ـ سياسي ايران برجا گذاشته است.

به باور اهالي باشگاه انديشه، دكتر علي شريعتي با طيف وسيع آثارش و با رويكرد نويني كه به مذهب و ارتباط آن با سياست داشت، تأثيري غيرقابل انكار در حيات انديشگي ايران زمين به جا نهاد. جامعه نخبگان ايران، پيش از پيروزي انقلاب و پس از آن، و نيز از سال 76 بدين سو، از جهات گوناگون و با مناظر و مراياي متفاوت به اين متفكر نگريست.

نوسانات كمي و كيفي كه در نسبت فكري دكتر شريعتي با جامعه ايران پس از پيروزي انقلاب به وجود آمد و برخي از مريدان او تبديل به منتقد و طيفي از مخالفان او تبديل به مدافع شدند، نشانگر تغييرات شگرفي است كه در حيطه انديشه سياسي ـ مذهبي اين سامان رخ داده است.

باشگاه انديشه به همين دليل سعي كرد كه پس از گذشت 26 سال از مرگ او همايشي را با برنامه ريزي دقيق و جامع و آناليز فراگير برگزار نمايد كه طي آن متفكران اين سرزمين از نحلههاي گوناگون به بررسي و نقد و تحليل شريعتي و آثارش بپردازند. يقينا“ اين همايش كه در چهار روز برگزار شد، نقطه عطفي در شريعتي شناسي پس از پيروزي انقلاب اسلامي تاكنون خواهد بود چرا كه نخبگان اين سرزمين، پنجره هاي جديدي را به شريعتي گشوده اند و فارغ از تنقيد و تحسين و تمجيد و توجيه و به دور از هياهوهاي گاه به وجود آمده در ايران، سرفصلها و مناظر گوناگوني را به معرض سنجش و داوري ملت مسلمان ايران گذاشته اند.

در اين همايش كه از روز يكشنبه 25 خرداد تا چهارشنبه 28 خرداد برگزار شد تعدادي از افرادي كه به نوعي با انديشه ها و نظرات دكتر شريعتي نسبتهاي متفاوت و گوناگون داشتهاند، به ايراد سخنراني پرداختند.

طيف متنوع سخنرانان، نشانگر دغدغه اصلي باشگاه انديشه در طراحي جامع همايش است كه به گفته مسئولان باشگاه با عدم پذيرش تعدادي از مخالفان دكتر شريعتي، متأسفانه اين طراحي به سرانجام نهايي و مطلوب نظر باشگاه نرسيد.

در نخستين روز همايش يعني يكشنبه، دكتر محمد ملكي استاد اسبق دانشگاه تهران، نخستين سخنران بود كه گفت بغض تاريخي چند ده ساله من اين است كه شريعتي زدايي نه پس از انقلاب كه از همان حسينيه ارشاد شروع شد. شريعتي توانسته بود نسل جوان را با اسلام راستين و انقلابي آشنا كند و استقبال مخاطبان از دكتر براي بعضي ها وحشتناك بود و كار به جايي رسيد كه نام حسينيه ارشاد به «يزيديه اضلال» تبديل شد. جوان سال 51 مي گفت كه دكتر قلم به دست ما داد كه بنويسيم و ساواك با بستن حسينيه ارشاد كاري كرد كه ما قلم را به كناري نهاده و اسلحه به دست گيريم و ديديم كه همين طور هم شد.

دومين سخنران روز اول، مهندس مصطفي ميرسليم بود كه گفت شريعتي براي آرامش مردم شب و روز نمي شناخت.

وزير اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامي اعلام كرد كه يك تفاهم نزديك بين مطهري و شريعتي وجود داشت و من اين حرف را كه شريعتي و مطهري با يكديگر اختلاف داشتند، قبول ندارم. وي در تحليل كتاب ابوذر دكتر شريعتي گفت شريعتي ابوذر را بسيار خوب شناخته بود و او را به عنوان الگوي زمان خود مطرح كرده بود.

عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در تحليل كتاب «بازگشت به خويشتن» نيز گفت : شريعتي در اين كتاب يك بحث هويتي را مطرح كرده است و فريادي از سر تعهد مي زند كه ما از كجا سرچشمه گرفته ايم و به كجا خاتمه پيدا مي كنيم. به نظر مي رسد بحث هجوم فرهنگي را دكتر، از دهه 50 مطرح كرده است، پس هجوم فرهنگي بحث جديدي نيست.

دكتر صادق زيباكلام، سومين سخنران روز اول همايش تأكيد كرد كه ديد دكتر شريعتي به شريعت و اسلام، نگاهي علمي و امروزي است كه در آن مذهب و اسلام براي نجات و رهنمون شدن انسان ها آمده است.

وي درباره مخالفان دكتر شريعتي نيز گفت : اعتراضي كه شريعتي نسبت به مذهب زمانش دارد باعث بروز بعضي اعتراضات از سوي برخي از روحانيون شد كه روحانيوني كه با شريعتي موافق بودند بيشتر از بستر و منظر مبارزه به شريعتي نگاه مي كردند و لزوما“ سخنان شريعتي را تصديق نمي كردند.

محمد اسفندياري، پژوهشگر فاضل حوزه علميه قم آخرين سخنران روز اول همايش بود كه دربارة «شريعتي و شجاعت دانستن» سخنراني كرد. او گفت وقتي از من پرسيده شد كه به عنوان مخالف يا موافق با دكتر شريعتي صحبت مي كنيد من گفتم كه به عنوان يك متعجب يا متحير با او برخورد مي كنم چرا كه دكتر با سن كم، حدود 15 هزار صفحه مطلب نوشته كه همه بديع و نوين و تأثيرگذار است.

دكتر حاتم قادري، اولين سخنران روز دوشنبه بود كه گفت بهترين تيپولوژي كه مي تواند كاراكتر و منش شريعتي را معرفي كند «رومانتيك» است. البته رومانتيك از نوع انقلابي و عصيانگر و شورشي. دكتر قادري اعلام كرد ويژگي مشترك شريعتي و رومانتيك ها اين بود هر دو نيش قلم و زبان داشتند.

او گفت به جرأت مي توانم بگويم كه هيچ اديب و نويسنده اي در اين سه دهه اخير، نيش زبان و قلم شريعتي را نداشته است. وي از ويژگي هاي ديگر رومانتيك ها كه در شريعتي بسيار بارز بود را نوع تفسير آنها نسبت به تاريخ و طبيعت دانست و گفت آنان تاريخ و طبيعت را

روحمند مي بينند و براي تاريخ، رشد و بلوغ قايلند. آنها از حال گريزانند و در گذشته يا آينده زندگي مي كنند.

دكتر كواكبيان دبير كل حزب مردم سالاري دومين سخنران روز دوم بود كه اعلام كرد شريعتي فقط يك چهره روشنفكر و يك استاد دانشگاه نبود، بلكه او يك عنصر فعال سياسي نيز بود. شريعتي شيفته ابوذر بود. شايد ابوذر در تمام زمينه ها جامع نبود ولي در بحث عدالت و آزادي خواهي مي تواند براي افراد جامعه ما يك الگو باشد.

كواكبيان ادامه داد : شريعتي معتقد بود كه هر ايدئولوژي منتسب به جهان بيني است و نوع نگرش و زاويه فكري ما به هستي مي تواند ايدئولوژي ساز باشد. دكتر شريعتي اعتقاد داشت كه مهمترين عنصر اجتهاد، عقل است و ما به سوي قرآن مي رويم و تفسيري كه از قرآن ارائه مي دهيم، تفسير عاقلانه است، و فهم مذهبي همواره مي تواند متحول شود.

دكتر غلامرضا كاشي سخنران بعدي روز دوم همايش بود كه در مورد روشنفكر و معضل معنا و هويت سخنراني كرد. او شريعتي را يك پديده اجتماعي دانست كه هيچ گاه در خاطره تاريخ ايران ضايع نخواهد شد.

دكتر كاشي، شريعتي را اوج پروسه اي در تاريخ فرهنگي يكصد ساله اين سرزمين دانست كه توانست من فرهنگي متناسب با زمان خود را بازسازي كند. او «ما»ي بزرگ را باز توليد مي كرد. شريعتي يك ديناميزم و يك ملودي ملايم است كه در متن يك سمفوني پرشور قرار دارد.

دكتر غلامعباس توسلي، نخستين سخنران سومين روز همايش بود كه گفت دكتر شريعتي بر خود آگاهي و بازگشت به خويشتن تأكيد داشت. او محورهاي اساسي را مطرح كرده كه براي انسان دائمي است و به همين دليل شريعتي هميشه زنده است و حرف هاي تازه و كارآمد دارد.

دكتر ناصر ميناچي دومين سخنران كه عنوان سخنان خود را «شكوه ها و كنايه ها در نامه ها و مقالات شريعتي» قرار داده بود، اعلام كرد كه نامة مشهور دكتر شريعتي در باب سرسيداحمدخان اشاره به آيت الله سيدهادي ميلاني دارد. او گفت كه مخالفان حوزوي دكتر با سرسيداحمدخان همراه شدند و حسينيه ارشاد همراه و هميار با مسلم ليگ محسوب مي شد.

دكتر مسعود پدرام كه به نقد سنت و مدرنيته پرداخته بود گفت نقد بايد مـعطوف به عمل گردد و ايـن پـروسه 3 ويژگي لازم دارد. 1ـ ژرف نگري 2ـ طرح در فضا و عرصه عمومي 3ـ ميل به رهايي از سلطه.

در پي سخنان دكتر پدرام سيداصغر موسوي مدير باشگاه انديشه افزود : تا زماني كه نقد به يك پروژه ملي تبديل نشود در ايران، انديشه هاي ساختاري سامان نخواهد گرفت. چرا كه رشد و ترقي جامعه از طريق نقادي صورت ميگيرد.

مهندس سحابي آخرين سخنران روز سوم همايش تأكيد كرد كه نقد سنت از ديدگاه مدرنيته پيش از شريعتي و با مهندس بازرگان و قبل از او و كاملتر از او، با مرحوم اقبال آغاز شده بود. اما هيچ كدام از اين مصلحان مسلمان بُعد تأثير شريعتي را نداشتند. شريعتي بر هويت ملي تأكيد داشت و با «بازگشت به خويشتن» به حفظ هويت ملي دعوت مي كرد.

در چهارمين و آخرين روز همايش مهندس محمدعلي نجفي، سينماگر برجسته و از شاگردان مرحوم شريعتي، نخستين سخنران بود كه اظهار كرد شريعتي در مقطعي از زمان و

در جامعه اي زندگي مي كرد كه هر كسي كه ميخواست نشان دهد كه انديشمند است و اجتماعي فكر مي كند، مي بايست خدا و اعتقادات ديني را كنار مي گذاشت، اما از دل چنين جامعه اي، از دل كوير و از يك شرايط سنتي اعتقادي، كسي مثل شريعتي تربيت مي شود. دكتر شريعتي با بازگشت به خويشتن به متون اعتقادي برمي گردد و او به راستي جهان بيني را در متن اعتقاداتش تبيين مي كند و گسترش مي دهد.

دكتر ناصر تكميل همايون آخرين سخنران روز اختتاميه همايش تأكيد كرد كه مرحوم محمدتقي شريعتي در نهضت مقاومت ملي ايران حضوري فعال داشت و آغاز فعاليت دكتر شريعتي نيز با حضور در همين نهضت همراه بود. دكتر تكميل همايون گفت كه ما با هجرت دكتر به لندن مخالف بوديم و معتقد بوديم كه فضا در ايران براي فعاليت آماده است اما شخصي كه الان مرحوم است و من نامش را نمي برم او را تشويق به رفتن كرد. در نتيجه دكتر شريعتي بدون هماهنگي با ما به انگلستان رفت. هنگام مرگش هم مرحوم فروهر اعلام كرد كه شما جنازه را به ايران بياوريد و ما با دويست هزار نفر از فرودگاه مهرآباد تشييع مي كنيم اما در نهايت دكتر غريبانه و به امانت! در سوريه و در جوار قبر حضرت زينب (س) دفن شد.

در پايان اين همايش پرويز خرسند اعلام كرد كه مخالف آوردن جنازه دكتر به ايران و دفن آن در حسينيه ارشاد است و اگر قرار است انتقال جنازه صورت گيرد بايد در زادگاه دكتر يعني در روستاي مزينان دفن گردد.

مدير باشگاه انديشه سيداصغر موسوي در پايان همايش چهار روزه گفت باشگاه انديشه سعي داشت كه انديشه هاي دكتر شريعتي كه فارغ از حب و بغض، تأثيري غيرقابل انكار در جامعه فكري كشور گذاشته و چندين نسل را با زبان و ادبيان ويژه خويش پرورش داده، در اين همايش مورد بررسي ژرف و كارآمد قرار گيرد تا عيار نقدها مشخص گردد و ضرورت بازخوانش آثار شريعتي كه نيازي ملموس و عيني بود، بستري مناسب بيابد.

او كه قلم توتمش بود، چه بايد كردهاي زمانش را مشخص كرد و قصد باشگاه انديشه اين بود كه اين پرسش را طرح دراندازد كه

«اكنون چه بايد كرد؟»