از سی تیر تا بیست و هشت مرداد

سرانجام اصلاحات در ایران - روز چهارم

روز چهارم

 

چهارمين و آخرين روز همايش 28 مرداد با شعري آغاز شد كه سيداصغر موسوي مدير باشگاه از زنده ياد نصرت رحماني قرائت كرد:

«بازي كنيد

از باختن نهراسيد

هرگز شكست حقارت نيست

اين كهنه قصه را زنجيرهاي پاره به من گفتند»

نخستين سخنران اين روز دكتر محمد ملكي بود. دكتر ملكي از فعالان با سابقه سياسي محسوب ميشود كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي اولين رئيس دانشگاه تهران، مركز تحولات سياسي كشور تا سال 1359 بود. او سخنان خود را به نام حق، آزادي، آگاهي و عدالت آغاز كرد. او كه متاثر نيز به نظر ميرسيد از مظلوميت ملت ايران سخن گفت و اظهار داشت كه ملت ايران طي قرنها هميشه يا از سوي سايههاي خدا و يا از سوي آيههاي خدا تحت فشار قرار داشته است. او گفت، گفتن اين حرفها هزينه هم دارد اما از همين باشگاه دعوت كرد كه ديگران، موافقان و مخالفان را نيز دعوت كند. آنگاه به نكتهي اصلي مورد نظر خود پرداخت و گفت كه بر خلاف گفته بعضيها، نهضت ملي ايران به رهبري دكتر مصدق هرگز شكست نخورد هر چند كودتاي خونيني صورت گرفت و خانه نخست وزير غارت شد، و نظام استبدادی ادامه پيدا كرد. اما بايد توجه داشت كه مصدق در تمامي سياست جهان تاثير گذاشت و در كتابها او را مرد شرق ميخواندند. اين گواهي مسلم تاريخ است كه ملي كردن كانال سوئز، انقلاب الجزاير. و استقلال بسياري از كشورها كه بعضي از آنها امروزه تحت عنوان كشورهاي پيش رفته هم محسوب مي شوند، تحت تاثير نهضت مصدق بود. و افتخار ملت ايران است كه پيشر و تمامي جنبشهاي آزاديخواهانه در شرق است، از مشروطيت به اين طرف.

دكتر ملكي گفت اگر به ظاهر قضاوت كنيم علي (ع) نيز شكست خورد در حاليكه نظر و انديشه علي (ع) در همشيه تاريخ زنده است و ما نيز پس از نيم قرن براي دكتر مصدق گرد هم ميآييم. اگر بتوانيم بگوييم علي (ع) سياست درست را به كار نبرد آنگاه ميتوانيم بگوييم مصدق هم شكست خورد، كما اينكه عدهاي ميگويند چرا مصدق با هئيتهاي نفتي مذاكره نكرد، در حاليكه افتخار ملت ايران اين است كه كاري كرد كه دولتهاي آمريكا و انگليس مجبور به كودتا شدند.

دكتر ملكي در ادامه اظهار كرد كه اصولاً هر نوع حكومت استبدادي بدون شعبان بيمخها و طيبها ونميتواند به كار خود ادامه دهد.

و اصولاً با توجه به دايره واژگان به كار رفته در زمان كودتا و نيز امروزه، گويي تاریخ متوقف شده است. مثل واژه «مصدق السلطنه» كه در بعضي از آثار به كار ميرود از جمله در كتاب حسن آيت كه نه دكتر بود و نه محقق. او ليسانس حقوق قضايي بود از مدرسهاي در قم كه شاه در مقابل حوزه علم كرده بود. همان آيتي كه در نامه 90 صفحهاي خود، دكتر بقاي را كاوه ايران خطاب ميكند. همين آيت پس از انقلاب براي فرزندان ما تاريخ مينويسد و براي تحقير دكتر مصدق او را مصدق السلطنه مينامد. و بدين ترتيب جريانات 25 ساله لوث شد و ما پيران كه سني از ما گذشته، تنها وظيفه داريم كه تاريخ را بازگو كنيم. از جمله در مورد آيتالله كاشاني و نسبت او با كودتا 28 مرداد كه بسيار تحريفها صورت گرفته است. دكتر ملكي چنين اظهار عقيده كرد كه نامهي 27 مرداد منسوب به آيتالله كاشاني جعلي است اين كار تلاش و سعي طرفداران و پيروان تفكر فداييان اسلام بوده است براي تطهير آيتالله كاشاني. اينها حقايق تاريخي است كه خواهي نخواهي فاش خواهد شد.

دكتر ملكي در ادامه به بحث روز اصلاحات پرداخت و گفت من خودم طالب اصلاحات هستم و دكتر مصدق را هم اصلاحگر مي دانم و حضرت علي (ع) و حضرت امام حسين (ع) را هم همچنين. اما معتقدم در تبيين تفاوت مصدق با اصلاحطلبي فعلي بايد توجه داشت كه اولاً چه كسي ميتواند اصلاحگر باشد؟ لازمه اصلاحطلبياعتقاد دروني به دموكراسي است. دوم اينكه مشخص شود ريشه فسادي كه اكنون بايد با اصلاحات از بين برود در چيست؟ آيا همان اصلاحطلبان امروز، عوامل ديروز نبودند؟ در حالي كه سابقه مصدق نشان داده كه او به استقلال و دموكراسي اعتقاد تام داشت.

جمع بندي سخنان دكتر ملكي چنين بود كه قدرت مداران هر چقدر سعي كنند بر تاريخ پرده بكشند، سرانجام روزي پردهها بالا خواهند رفت و نمونه آن اسنادي است كه جديداً در خود آمريكا در باب كوتاهي 28 مرداد منتشر شده است.

 صدر صفحه                                       ***********

سخنران دوم آخرين روز همايش، استاد منوچهر آتشي، شاعر و منتقد مشهور بود كه عنوان گفتار خود را «سير فكري و عاطفي شعر پس از كودتا 28 مرداد» قرار داده بو..

وي با تذكر اينكه 72 سال سن دارد و زمان كودتا را به خوبي به خاطر دارد و خود نيز وارد فعاليتهاي سياسي شده است گفت مادر ابتدا عضو گروههاي چپ بوديم و ازآن ديد به مصدق نگاه ميكرديم. اما من بلافاصله پس از كودتا از خود پرسيدم چرا ما آن همه عليه دكتر مصدق ميتينگ ميداديم؟ مگر ما در مرامنامه تشكيلاتي خود، ننوشته بوديم كه ملت ايران بايد از مرحلهي بورژوازي ملي عبور كند تا به سامان جديدي از تفكر و انديشه برسد؟ ما در واقع خودزني كرديم و اين اشتباهات همگي ثبت شده است.

منوچهر آتشي گفت اگر راه مصدق ادامه پيدا ميكرد، ملت مارا در بستر تاريخ ميانداخت. ما به واقع با حذف مصدق از بستر تاريخ به بيرون پرت شديم و هنوز هم در بستر تاريخ نيستيم. يعني هم موزون و همتراز با ملتهاي پيشرفته دنيا، نتوانستيم راه تعالي را طي كنيم. ما قدر آن موقعيت را ندانستيم.

استاد منوچهر آتشي سپس به تاثير كودتاي 28 مرداد بر فضاي فكری شاعران پرداخت و گفت در توضيح نوميدي آن موقع هنرمندان همين بس كه شاعري كه نامش «اميد» (مهدي اخوان ثالث) است ميسرايد:

«از بس كه ملول از دل دلمردهي خويشم

هم خستهي بيگانه، هم آزردهي خويشم

اين گريه مستانه من، بيسببي نيست

ابر چمن تشنه و پژمرده خويشم

گلبانگ، زشوق گل شاداب توان داشت

من نوحه سراي گل افسرده خويشم

شادم كه دگر دل نگرايد سوي شادي

تا داد غمش، ره به سراپردهي خويشم

پي كرد مركب آمالم و در دل

خون موج زد از بخت بد آوردهي خويشم

اي قافله بدرود، سفر خوش، بسلامت

من همسفر مركب پي كردهي خويشم.

بينم كه چو به تاراج رود كوه زراز خلق

دل خوش نشود همچو گل از خرده خويشم

گويند كه اميد و چه نوميد، ندانند

من مرثيه گوي وطن مرده خويشم

مسكين چه كند خنظل اگر تلخ نگويد

پروردهي اين باغ، نه پروردهي خويشم»

استاد منوچهر آتشي يادآور شد كه عمداً غزل مايوسانه اخوان ثالث را نقل كرده چون او پس از كودتا به «شاعر شكست نهضت ملي» شهرت يافته بود. اخوان سوگ سرودههاي بسيار در باب نهضت ملي شدن صنعت نفت دارد كه اغلب مشهور خاص و عام شده است. آتشي پس از ذكر اشعاري ديگر از «شاعر شكست» گفت شايد پرسيده شود كه اين همه مرثيه و سوگ سروده براي نهضت ملي كه به سرعت و ناباورانه شكست خورد ، براي چيست؟ اما بايد به ياد داشت كه ما در طول تاريخمان، براي رهايي و آزادي، فرصتهاي كمي داشتهايم. ما هرگز ده سال هم در مسير پيشرفت نبودهايم و اگر به قلههاي ادب فارسي نگاه كنيم ميبينيم همگي متعلق به دورههاي بحرانهاي اين چنيني هستند.

منوچهر آتشي يادآور شد اغلب شعرا از كودتا و شكست نهضت غافلگير شده بودند به غير از نيما كه چون دورهي بيست سالهي ديكتاتوري رضاخان را تجربه كرده بود، چندان غافلگير نشد و همچنان به تودههاي مردم اميدوار ماند، برخلاف شاملو كه در شعرهايش هميشه منتظر قهرمانان و منجيان است، كه اين يكي از بدبختيهاي قديمي تاريخ ماست كه هميشه خواستيم يكي براي سعادت، راهبر ما باشد. و نيما اين را باور نداشت، به همين دليل نه شعار شاملويي داد و نه چون اخوان، دچار ياس و نوميدي شد.

به نظر استاد منوچهر آتشي، نيما در شش سال آخر عمر خود يعني از سال 1332 تا 1338، مثبتترين موضع را نسبت به كودتا اتخاذ ميكند يعني دچار ياس و نوميدي مطلق نميشود. پس از اين بخش، آتشي به شاعراني پرداخت كه به وقايع سياسي و از جمله كودتا عنايتي نداشتند از جمله سهراب سپهري. آتشي با يادآوري اينكه به هيچ وجه عيبي براي سهراب سپهري نميبيند كه به زيبايي شناسي ذهني و فردي خود بيانديشد گفت اي كاش ما در آن بستر تاريخي قرار ميگرفتيم تا همه، مثل سهراب شعرهاي با طراوت بگويند و تابلوهاي نقاشي زيبا خلق كنند.

استاد منوچهر آتشي يادآور شد كه از دهه چهل به بعد، حافظه تاريخي ملت كم كم از بين رفت. لاجرم افراد جواني ميآيند كه به شعر و تكنيكهاي شعري ميانديشند نه به مبارزه و شوربختي ملت. سرانجام سال 57 كه بحثي ديگر مي طلبد و شاعر، ديگر پيش.و نيست.

       صدر صفحه                                 *********

آخرين سخنران همايش پنجاهمين سالگرد كودتاي 28 مرداد، دكتر مصطفي كواكبيان، مدير روزنامه مردم سالاري بود كه به بررسي تشابهات و اختلافات نهضت اصلاحات فعلي با دوره ملي شدن صنعت نفت پرداخت. او در ابتدا بر تفاوت ميان تاريخ سرد و صرف وقايع و تبين فلسفه تاريخ و تحليل وقايع تاريخي تاكيد كرد و يادآور شد كه بخش دوم بحث يعني تحليل تاريخي است كه راهگشاي راهكارهاي امروزه خواهد بود.

او گفت با شناخت علل موفقيت كودتاي 28 مرداد ميتوان امروزه نيز از شكست اصلاحات جلوگيري كرد.

دكتر كواكبيان به وجود 3 شباهت و نيز 3 اختلاف ميان آن نهضت و اين دوره تاكيد كرد.

او نخستين شباهت را وجود دو قدرت خارجي متحد در آن هنگام دانست و گفت اگر چه در آن هنگام آمريكا، قدرت امروزه را نداشت و طراح اصلي كودتا انگلستان بود اما به هر رو اين دو كشور، امروزه نيز متحد استراتژيك محسوب مي شوند و هر چند جاي آنان ممكن است عوض شده باشد اما بازي، همان بازي است.

به گفته دكتر كواكبيان، امروزه نيز بعيد است كه انگلستان، متحد ديرين خود يعني آمريكا را رها كرده و در سياست بينالملل جانب ايران را بگيرد.

دكتر كواكبيان پس از برشمردن اين محور مشترك، به شرايط جناحبنديهاي سياسي داخل كشور اشاره كرد و گفت اين نزاعها و اختلافات، ريشه تاريخي در سرزمين ما دارد، در حاليكه ميتواند وجود نداشته باشد.

بحث چپ و راست به نوعي از مشروطه به بعد در ايران بوده است حتي در دوره مصدق، اما آن دوره، بحث چپ جهاني و راست جهاني مطرح بود در حاليكه امروزه اين جنبه جهاني بودن چپ و راست چندان مصداق ندارد. و بايد به ياد داشت كه در دوره ملي شدن نفت، چپها خيانت كردند و خودشان نيز بعداً اعتراف كردند كه تحليل اشتباهي از اوضاع داشتند.

دكتر كواكبيان تصريح كرد عملكرد غلط چپها و تبليغاتي مبني بر اين كه مذهبيون در صورت پيروزي مصدق از صحنه خارج خواهند شد،باعث شد كه آيات عظامي چون آيتالله العظمي بروجردي با سكوت خود از كودتا ابراز رضايت كنند، كه اين اختلافات جناحي و دستهبنديها هنوز هم وجود دارند. كه تنها راه برون رفت، تدوين يك استراتژي ملي و وفاق كشوري است، هر چند بعضيها فقط شعار آن را ميدهند و منظورشان از وفاق تنها وفاق با حزب من است و ملاك آنان خواست اكثريت مردم نيست. و بعضي مواقع هم فقط جنگ قدرت طلبي است و نه درگيري عقيدتي و ايدئولوژيك.

سومين شباهت از ديد دكتر كواكبيان، شباهت دكتر مصدق با خاتمي رئيس جمهور است. به گفته او پرچمداران حركت ملي و اصلاحي تا حدودي شباهت دارند هر چند تا حدودي نيز اختلاف شخصيتي دارند. مماشات ورزيدن بيش از حد_ به رقيب فكر كردن و به مردم نينديشيدننداشتن عناصر استخواندار قوي در نزد خودو گاه توهم اينكه همگي مردم هميشه با حرفهاي ما موافق هستند. به باور دكتر كواكبيان، اين محورها شباهات مشترك ميان مصدق و خاتمي است. خاتمي نيز اكنون گمان ميكند 22 ميليون نفر پشتوانه دارد كه چنين نيست و مصدق نيز بر اين باور بود كه تا آخرين لحظه ملت پشتيبان اوست. و سرمداران اصلاحطلبي بايد مواظب باشند كه اين اشتباهات تكرار نشود.

دكتر كواكبيان در ادامه گفتار خود موارد اختلاف اين دو دوره را در موارد زير برشمرد:

1-  مردمي بودن اين نظام در مقابل نظام شاهنشاهي

2-استقلال و عدم سرسپردگي رهبران به خارج از كشور، هر چند ندانمكاريهاي ما باعث ميشود كه گاه ديگران براي ما تصميم بگيرند با اين حال همين ندانم كاريها از خودمان است نه از ديگران.

3-درك و شعور بيشتر و بالاتر اين زمان نسبت به آن دوره، كه ناشي از ارتباطات پيشرفته همچون تلويزيون، ماهواره، اينترنت و امثال آن است.