پنجشنبه 29 01

سال بلوا در یک نگاه

سال بلوا در یک نگاه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سال بلوا در یک نگاه

سال بلوا ، عنوان سلسله نشست هایی است در تحلیل تاریخی رخدادهای 30 تیر 31 تا 28 مرداد 32 که چندی است در باشگاه اندیشه برگزار می شود و تا کنون پنج نشست از آن رفته است. مهمانانی در این میان مدعو این نشست ها بودند که هریک از دریچه خود به این رویداد ها نگریستند.
دکتر داود هرمیداس باوند، دکتر صادق زیبا کلام، مهندس محمد توسلی، محمد مهدی عبد خدایی، محمد علی عمویی

در ادامه مروری خواهیم داشت بر اهم گفته های این کارشناسان:

داود هرمیداس باوند

  1. او در پاسخ به این سوال همیشگی که «28 مرداد کودتا بود یا قیام مردمی؟» این روز را کودتایی حاصل همبستگی انگلیس و آمریکا خواند.
  2. مصدق ملی شدن صنعت نفت را ایدئولوژی و یک رنسانس سیاسی می‌دانست.
  3. مصدق معتقد بود شاه باید سلطنت کند نه حکومت.
  4. در  جریان انتخابات مجلس در بعضی استان‌ها ارتش دخالت‌هایی در انتخابات کرده بود. مصدق هم در پی این وضعیت از شاه خواست که وزرات جنگ را به دولت بسپارد. شاه این مسئله را قبول نکرد و مصدق هم استعفا داد. در پی این استعفا، تظاهرات 30 تیر پدیدار شد. به اعتقاد باوند در ساعت 3 روز 30 تیر مسجل شده بود که جنبش هواداران مصدق پیروز می‌شود. حزب توده هم این موقع اطلاع پیدا کرد شاه قوام را برکنار می‌کند وارد ماجرا شد.
  5. باوند در پاسخ به اینکه آیا انحلال مجلس از اشتباهات مصدق محصوب می‌شود یا خیر؟ گفت: بله. حتی بسیاری از دوستان مصدق مثل آقای صدیقی و خلیل ملکی نظر موافقی نداشتند. چون موافق بودند اگر قداست مجلس از بین برود دست طرف مقابل باز خواهد بود. البته این هم معلوم نبود که طرف مقابل چقدر پایبند به قداست‌ها خواهد بود.
  6. استالین از نهضت ملی شدن صنعت نفت حمایت نکرد.

 

  1. شوروی معتقد بود که در این ماجرا ، رقابتی بین آمریکا و انگلیس شکل گرفته است که انگلیس یک امپریالیسم فرتوت و فرسوده است و در مقابل آن آمریکا یک امپریالیسم حاد است که قرار است جانشین انگلیس شود. بنابراین شوروی ترجیح می داد انگلیس فرسوده پایدار باشد اما آمریکا حضور پیدا نکند.
  2. بعد از مرگ استالین ، شوروی همزیستی مسالمت آمیز با غرب را پیش گرفت. بنابراین می بینیم با وجود اینکه دولت مصدق در مضیقه اقتصادی قرار گرفته بود شوروی بعد از روی کار آمدن زاهدی طلاهایی که باید به ایران پرداخت می کرد را بازگرداند.

صادق زیبا کلام

  1. رویکردها  به 28 مرداد آکادمیک نبوده است.
  2. وجود ارتباط بین کودتاگران و آیت‌الله کاشانی موضوع تازه‌ای نیست.
  3. اما اینکه قبل و بعد از انقلاب نسبت به کودتای 28مرداد برخوردی ایدئولوژیک صورت گرفته، مشکل اصلی ما است.
  4. مصــدق در برابر مخالفــان تنها بــر محبوبیت خود نزد دانشــجویان و حمایــت برخــی بازاریها و نیز امثال دکتر حســین فاطمی و معدود روحانیونی چــون آیتالله طالقانی و آیتالله فیروزآبادی متکی بود که البته بر حفظ وی در برابر مخالفانش کمک چندانی نمی‌‌کرد.
  5. او به حضور کثیر مردم در 30 تیر و البته خالی شدن صحنه در 28 مرداد اشاره کرد و تصریح کرد باید دید چرا مردم دیگر حمایت 30 تیر را نداشتند.
  6. دکتر زیبا کلام فضای تحلیل 28 مرداد را بسیار سیاست زده عنوان کرد.
  7. استاد اخیر منتشر شده راجع به آیت الله کاشانی مطلب تازه ای را بیان نکرده است.

محمد توسلی

  1.  وقتی دکتر مصدق پست نخست وزیری را قبول کرد برنامه‌اش را در دو محور خلاصه کرد:

1) اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت برای قطع سلطه‌ی بیگانگان و به طور مشخص سلطه انگلیس و تأمین استقلال کشور 2) اصلاح قانون انتخابات و شهرداری‌ها که محورش در واقع تامین دموکراسی و حاکمیت ملت بر سرنوشت خودش است.

  1. شرایط اجتماعی و موانع توسعه در آن دوران به نحوی بود که از همان ابتدا توطئه ها علیه دکتر مصدق آغاز می‌شود و در اردیبهشت سال 1330 دکتر مصدق احساس می‌کند که می‌خواهند او را ترور کنند و به خاطر مصونیت از ترور مدتی در مجلس شورای ملی حضور پیدا می کنه که این مسئله‌ی مهمی است.
  2. اسنادی که منتشر شده نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها معتقد بودند شخصیت کاشانی شخصیتی خودبرتر بین است که خودش را برتر از مصدق می‌بیند. کاشانی خودش را رهبر جهان اسلام می‌دانسته و حتی به سفیر آمریکا می‌گوید که شما نه تنها باید در ایران بلکه در سطح جهانی هم با استعمار مبارزه کنید. همچنین او معتقد بود ما علاوه بر ارتش یک ارتش مردمی در جهان اسلام داشته باشیم.
  1.  25 مرداد اولین کودتا با شکست مواجه شده بود. در واکنش شکست کودتی اول شهید دکتر فاطمی، دکتر شایگان و کریم پور شیرازی در میدان بهارستان سخنرانی  کردند و بنده در سن 14، 15 سالگی شاهد این سخنرانی بودم

که آن چنان دکتر فاطمی با موضع بالا و شجاعانه و غرور سخنرانی می‌کرد که انگار که همه چیز حل شده است.

  1. علاوه بر تلاشی که بیگانگان از طریق تحریک روحانیت ما و احساسات مذهبی ما به طور مستقیم و غیر مستقیم داشتند نقش حزب توده در این ایام نقشی کاملا کلیدیست که در اسناد تاریخی کاملا مشخص است؛ هم توده ای ها و هم توده نفتی.
  2. توده نفتی‌ها بخش از حزب توده است که مارکسیست ها در آن نفوذ کرده و آن را هدایت می‌کردند.
  3. توده‌ای ها فضای ملتهبی در مرداد ماه سال 32 در کشور و به خصوص در تهران به وجود آورده بودند. فضایی رادیکال مثل حمله به مجسمه‌های رضا شاه و شاه و پایین آوردن آنها،

تشکیل اجتماعات و راهپیمایی ها در تهران و شعارهایی مانند « شاه فراری شده» را سر می‌دادند.

  1. فضای اجتماعی در آن زمان طوری بود که مردم تصور می‌کردند مصدق هماهنگ با توده‌ای ها و کمونیست‌ها عمل می‌کند و در نتیجه جامعه ما به سمت کمونیسم حرکت کرده و دین تضعیف خواهد شد. بنابراین بازاری‌ها و گروه‌های سنتی دچار تردید شده بودند.
  2. آنهایی که نگاهی به زندگی نامه و اسناد تاریخی داشته باشند می دانند که دکتر مصدق همواره بر ایرانیت و اسلامیت درتمام سخنرانی ها و نوشته هایش تاکید داشته و  او یک مسلمان مقید بود و حتی وجوهات خود را پرداخت می کرده است.

محمد مهدی عبد خدایی

  1. عبدخدایی از ملاقات خود با همسر دکتر فاطمی در چند سال پیش تعریف کرد.
  2. او اسنادی را به همراه داشت که گلوله به دکتر فاطمی اصابتی نکرده است و همه آن ماجرای مجروح شدن او فیلم بوده است.
  3. عبد خدایی گفت به دو علت خواستم با همسر دکتر فاطمی ملاقات کنم: اول اینکه از مجروحیت دکتر فاطمی در روز ترور بپرسم و دوم اینکه از وی حلالیت بطلبم. زیرا قصد من آزار همسر دکتر فاطمی نبوده است.
  4. عبد خدایی در مورد ترور دکتر فاطمی گفت: در آن زمان 15 سالم بود. هرگز از ترور دکتر فاطمی پشیمان نیستم. او افزود ترور مشی فدائیان اسلام نبود بلکه مجوز از مراجع تقلید داشتیم. او افزود: برای ترور دکتر فاطمی به سید صدرالدین آیت الله صدر که مقلد او بودم مراجعه کرده و او فتوایی کلی به من در این مورد داد. فداییان اسلام سیاست را از دیانت جدا نمی‌دانست.
  5. دو دسته راجع به 28 مرداد اظهار نظر کرده‌اند: دسته‌ی اول که طرفداران شاه هستند 28 مرداد را قیام ملی می‌دانند. دسته‌ی دوم نیز که جبهه‌ی ملی هستند این واقعه را کودتا می‌دانند. از نظر بنده هیچ کدام صحیح نیست. اولاً کودتا یک چارچوبی و خصوصیاتی دارد که در 28 مرداد صادق نیست. قیام هم صادق نیست چون در قیام همه مردم باید باشند و در 28 مرداد قشری از مردم حاضر بودند.
  6. شعبان بی مخ در روز 28 مرداد در زندان بوده و عصر آن روز آزاد شده است. آن کسی که در آن جریان نقش داشته است طیب حاج‌رضایی بوده است.
  7. حادثه‌ای که در 28 مرداد 1332 رخ داد غفلت دکتر مصدق از قانون اساسی‌ای بوده که در موسسان سوم تصویب شده است. اگر این کار را نمی‌کرد دست شاه را برای عزل خود و نخست‌وزیری زاهدی باز نمی‌گذاشت.
  8. عبدخدایی گفت: اکنون پیر فرسوده‌ی در هم ریخته‌ای هستم که رسالت‌ام رساندن حرفهای آن دوران است و دیگر نمی‌توانم اسلحه به دست خود بگیرم.

محمد علی عمویی

  1. 30 تیر 1331 تا 28 مرداد 1332 سال

پرماجرایی بود و همه جریان‌های سیاسی

 به محک خورده بود. ولی با کمال تأسف به جز

حزب توده که بارها خودشان را نقد کرده‌اند

بقیه‌ی گروه‌ها این کار را نکرده‌اند.

  1. عمویی در مورد مصدق گفت: با تمای سجایای

اخلاقی که مصدق در مقام نخست‌وزیر خودش

داشت و فردی سالم و امین بود و حتی یک شاهی

در دولت او کم و زیاد نشد ولی رأی، رأی خودش بود.

  1. بنده به عنوان یک چپ که از سال 1324 به حزب توده پیوستم و همچنان هم عضو آن هستم به هیچ وجه ادعای دموکرات بودن نکرده‌ام. مگر در خانه‌ی تیمی و مخفی فعالیت کردن می‌شود دموکرات بود؟ در یک محیط دموکرات باید دموکرات بود. ما دموکراتیک نبودیم ولی ارزش آن را نفی نمی‌کنیم و در راستای آن تلاش می‌کنیم.
  2. برای ورود به 28 مرداد توطئه‌هایی در فاصله 30 تیر تا 28 مرداد یعنی در بهمن 31، اسفند 31 و فروردین 32 رخ داده بود. این‌ها کاری کردند که بسیاری از علما مانند  آیت‌الله بهبهانی اعلامیه دادند که دکتر مصدق داره کمونیست می‌شه. در حالی که این درست نبود و در آن زمان حزب توده غیر قانونی بود و ما در آن زمان زندانی سیاسی داشتیم.
  3. زمینه‌های تضعیف دولت مصدق در فاصله‌ی 30 تیر تا 28 مرداد کاملاً فراهم آمده بود. برخی چهره‌های جبهه‌ی ملی مانند مظفر بقایی، مکی و حائری‌زاده از او جدا شده بودند و خط خود را تشکیل داده بودند. همچنین سرلشگر افشارطوس رئیس شهربانی مصدق را هم کشتند.
  4. امپریالیست‌های آمریکا و انگلیس در آن زمان شرایط را مساعد توطئه برای سقوط دکتر مصدق دیده بودند. در آن زمان توسط رفقای ما اطلاعاتی به دست آمد که آمد و شدهایی توسط برخی افسران معین انجام می گیرد که تاکنون وجود نداشت.
  5. در یکی از موارد بنده مأمور شدم که در لباس مبدل جلوی خانه‌ی یکی از افسرهای شاه‌پرست که سرهنگ دو بود از آمد و رفت‌های آن منزل عکس بگیریم و به عنوان سند به مصدق بدهیم.
  6. کودتای 28 مرداد آنچنان رخ داد که ما (حزب توده) هم از آن خبر نداشتیم ولی می‌دانستیم که تدارکات زیادی برای کودتا فراهم شده است. قرار بود از کرمانشاه و اصفهان گردان‌هایی برای تهران بیاید و البته اطلاعاتمان را قبلا اعلام کرده بودیم و اساد آن هم اکنون در مجلس شورای اسلامی موجود است اما در آن موقع توجهی نشد.